منطق الطیر یا همان مقامات طیور، داستان پرواز ناگهانی هزاران پرنده برای پیدا کردن سیمرغ و رسیدن به آن است؛ یعنی یک سفر جمعی معنوی که سرانجامش به یافتن یک مکان اقتدار جمعی منتهی می شود و البته آن مکان اقتدار جمعی چیزی نیست جز یگانگی و وحدت اقتدار نفوس که پس از طی مسیری بس طولانی و نفس گیر به خودفراموشی و فناء فی الله ختم می شود. این سفر که به صورت ناگهانی آغاز شده، خود به خود یادآور این نکته است که انسان در هر حال که باشد و در هر مقام و منصبی به سر ببرد و به خاطر مشغول شدن در امور دنیوی خدا را فراموش کرده باشد، این امکان در او وجود دارد که ناگهان آن حس خداجویی اش به تکاپو بیفتد و این چنین پای در راه شناخت حق بگذارد؛ این همان چیزی است که پرندگان داستان منطق الطیر به آن مبتلا هستند؛ مجمعی کردند مرغان جهان آن چه بودند آشکارا و نهان جمله گفتند این زمان در روزگار نیست خالی هیچ شهر از شهریار پس این تصمیم ناگهانی آغازگر یک حرکت عظیم و بزرگ است. البته ناگفته نماند که هر چند از همان ابتدای آغاز حرکت ، هدف همانا رسیدن به سیمرغ بیان می شود، اما خود پرندگان هم چندان با مقوله سفر و نوع آن آشنا نیستند و از ادامه راه و این که چطور و به کجا می روند، چندان اطلاعات دقیقی ندارند. پس وقتی که سختی های راه را می شنوند، ناگهان آن شور و هیجان سفر را از دست می دهند؛ به این گفته هدهد توجه کنید:
برچسب:
نویسنده: hamed
تاريخ: سه
شنبه
16 مهر
1392 ساعت: 16:09