سرش را پایین انداخته بود گویا فرصت جواب سلام را هم نداشت .تکه سیمی ، لوله ی آهن و لامپ چراغی را دس به دس می کرد. خلاصه فرصت پیداشد و گفتم چیست ؟ خیلی شفاف و راحت گفت هیچی ،می خواستیم همینو البته نه با این کیفیت هر عددی ۱۳۰۰۰۰تومان بخریم با ۱۵۰۰۰سر و تهش هم می یاد .چقدر ؟۱۵۰ تا. حساب کتاب کردم رقم قابل توجهی بود . برام جالب بود از او تشکر کردم .احساس کردم کارش را جدی نگرفته ولی برای من جدی و ارزشمند بود .چرا که این مبلغها راحت ،تصاعدی بالا می رود و اگر جدی نگیریم محکم می خوریم چنانکه خورده ایم . جناب آقای مهندس صالحی از شما سپاسگذارم .