«تربيت فرزندان»
حضرت امام مجتبى عليه السلام بسيار مقيّد بودند كه فرزندانشان را خوب تربيت كنند. لذا فرزند ارشدشان حضرت «زيد بن الحسن» به قدرى جليل القدر و با عظمت بود كه او را متولّى موقوفات و صدقات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله قرار داده بودند.
«زيد» به قدرى آقامنش و پاك طينت بود كه احدى از او كار بدى نديده بود.
او به قدرى سخىّ و نيكوكار بود كه شعرا در مدح او اشعار زيادى مى گفتند و مردم مسلمان براى كسب فضائل از راههاى دور به زيارتش مشرّف مى شدند.
بنى اميّه دائما با او خصومت و دشمنى مى كردند لذا وقتى «سليمان بن عبدالملك» بر سر كار آمد به نماينده ى خود در مدينه نوشت به مجرّد آنكه نامه ى من به دستت رسيد «زيد بن الحسن» را از توليت صدقات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله معزول كن و به فلانى (كه يكى از بنى اميّه و از اقوامش بود) بسپار.
ولى وقتى «عمر بن عبدالعزيز» به خلافت رسيد نامه اى به والى مدينه نوشت كه «زيد بن الحسن» مرد بزرگ و شريفى است و در ميان بنى هاشم از همه مسن تر و بزرگتر است به مجرّد آنكه نامه ى من به دستت رسيد توليت صدقات و موقوفات رسول اكرم صلى الله عليه و آله را به او بر مى گردانى و به او كمك مى كنى.
نمونه ى ديگر از فرزندان تربيت شده ى حضرت مجتبى عليه السلام «حسن بن الحسن مثنّى» است كه مورّخين درباره اش نوشته اند:
او جليل القدر بود. او جلالت و عظمتى داشت كه مردم به او احترام زيادى مى گذاشتند و او را رئيس خود مى دانستند.
او مرد دانشمندى بود كه مردم از علومش استفاده مى كردند.
او مرد باتقوائى بود كه مردم به او اعتماد مى نمودند.
او ولىّ صدقات و موقوفات حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بود و حضرت امام مجتبى عليه السلام او را بر اين كار گماشته بودند.
و حتّى تا زمان «حجّاج بن يوسف ثقفى» اين سمت را داشت.
او با «فاطمه» دختر حضرت «امام حسين» ازدواج كرد و جريانش از اين قرار بود كه:
روزى خدمت عمويش حضرت امام حسين عليه السلام مشرّف شد و به او عرض كرد كه يكى از دخترانتان را به من بدهيد تا او همسر من باشد. حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام فرمودند: هر كدام را مى خواهى انتخاب كن، همه ى آنها راضى اند كه با تو ازدواج كنند. او حيا كرد و چيزى نگفت حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام فرمود: من دخترم «فاطمه» را براى تو انتخاب مى كنم. زيرا او شباهت بيشترى به مادرم «فاطمه ى زهرا» عليه االسلام دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دارد و اين زن به قدرى نسبت به آن حضرت با وفا بود كه وقتى «حسن مثنّى» از دنيا رفت «فاطمه» دختر امام حسين عليه السلام كنار قبر آن حضرت خيمه اى زد و شبها را به عبادت و روزها را روزه مى گرفت و نسبت به او ابراز وفادارى مى نمود. اين برنامه را آن مخدّره تا يك سال ادامه داد.
«حسن مثنّى» در كربلا در محضر حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام بود و مجروح شد و اسير گرديد ولى «اسماء بنت خارجه» از «عمر سعد» درخواست كرد كه او را با خود به قبيله اش ببرد و از او پرستارى كند. «عمر سعد» هم موافقت نمود و جراحاتش التيام پيدا كرد و تا سنّ 35 سالگى زنده بود.
او هيچگاه ادّعاى امامت نكرد و خود را به هيچ وجه در نظر مردم به اين عنوان معرّفى نفرمود.
حضرت «قاسم بن الحسن» يكى ديگر از نمونه هاى تربيت شده هاى حضرت امام مجتبى عليه السلام است كه در كربلا شهيد شد و شيعيان حالات آن حضرت را در مقاتل و بيانات سخنوران ديده و شنيده اند.
حضرت «عبداللّه بن حسن» فرزند ديگر حضرت امام مجتبى عليه السلام است كه آن چنان به عمويش حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام علاقه مند بود كه در كربلا جان خود را فداى آن حضرت كرد.
يكى ديگر از فرزندان خوب امام مجتبى عليه السلام حضرت «عمرو بن الحسن» كه در كربلا از خود رشادتهائى نشان داد تا آنكه به گفته ى بعضى شهيد شد.
او با آنكه بيش از يازده سال از سنّش نمى گذشت به گفته ى بيشتر مورّخين اسير شد و به قدرى در آن سنّ شجاع بوده كه وقتى يزيد به او گفت: حاضرى با فرزندم «خالد» زورآزمائى كنى؟ «عمرو بن الحسن» گفت: نه، ولى اگر يك كارد به دست او بدهى و يك كارد هم به دست من بدهى با هم جنگ مى كنيم و مى بينى كه كدام يك از ما دو نفر موفّقيم. يزيد گفت: اى واللّه از چنين پدرى جز اين چنين فرزندى متولّد نمى شود.(1)
برچسب:
نویسنده: hamed